×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۳۱ اردیبهشت - ۱۴۰۱  
true
true
اصول فقه سال ۹۳ ج۱

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب العالمین والصلوة علی سیدنا محمد وعلی اهلبیته الطیبین الطاهرین.

با نام و یاد خدا و با توسل به ذیل عنایت حضرت ولی عصر صلوات الله تعالی علیه مباحث سال جدید را شروع می‌کنیم، مباحث اصولی را. ما در مباحث گذشته قواعد دلالت لفظی را به پایان رساندیم تقریباً. من اشاره ای به دسته بندی مباحث اصولی بکنم بر وفق آن مبنایی که ما داریم. که معتقدیم در این مبنا اگر ما دسته بندی کنیم کارهای اصولی را، هم انضباط قواعد اصولی، هم ارتباط منطقی آن‌ها بهتر تبیین می‌شود. گفته‌ایم که بر مبنای تعریفی که از علم اصول ارائه کردیم که عبارت است از علم به قواعدی که درباره قواعد استدلال، علم به قواعد استدلال بر حکم فقهی است، اثباتاً یا دلالتاً، گفته‌ایم موضوع در علم اصول دلیل است. منتها در علم اصول از دو جهت دلیل بر حکم فقهی وصف می‌شود. یکی جهت دلالت دلیل، یک جهت دلالت دلیل، دو جهت اسقاط دلیلیت دلیل. لذا گفتیم اثباتاً او دلالتاً. هم قواعد اصولی به قواعد مربوط به دلیل بر حکم فقهی بر می‌گردد. منتها دلیل بر حکم فقهی را که ما بحث می‌کنیم از یکی دو جهت بحث درباره دلیل می‌آوریم. یا از جهت قواعد دلالت دلیل، یا از جهت قواعد اثبات دلیل بودن دلیل. گفتیم مباحث حجت مربوط به اثبات دلیلیت دلیل است. مباحثی که مباحث الفاظ معروف است، ما ترجیح می‌دهیم از این دسته مباحث به قواعد دلالت بحث کنیم یا تعبیر کنیم و گفتیم قواعد دلالت. دلالت یا دلالت لفظی است، یا غیر لفظی است. تاکنون درباره قواعد دلالت لفظی بحث کردیم و مفصل هم بحث کردیم. قواعد دلالت لفظی را گفتیم، قواعد عامه داریم و قواعد خاصه. قواعد عامه گفتیم آن قواعدی است که مربوط به لفظ خاصی نیست. مثل مباحث اطلاق و تقیید و امثال این‌ها. ربطی به لفظ خاص ندارد. این‌ها را گفتیم قواعد عامه دلالت لفظی، بعد به قواعد خاصه دلالت لفظی پرداختیم مفصل، گفتیم مقصود قواعدی است که مربوط به لفظ خاصی است. مثل قواعد دلالت حروف، یا قواعد دلالت الفاظ عموم، یا قواعد دلالت در اسمای مبهمات، یا قواعد دلالت در اسماء اجناس، گفتیم این‌ها قواعد خاصه دلالت است. همه این بحث‌ها را؟؟؟ ۳:۱۹ گذاشتیم که آخرین این مباحث قواعد مربوط به دلالت جمل بود که در سال گذشته درباره آن‌ها بحث کردیم. بحث امروز ما به یاری خدا درباره قواعد دلالت غیر لفظی است. یعنی اگر دلیل ما غیر لفظ بود، اینجا قواعد دلالت دلیل غیر لفظی چیست؟ دلیل غیر لفظی سه قسم است. بر مبنای تقسیم بندی ما، یا فعل است، یا حال است، یا عقل. در تقسیم بندی متعارف به جای کلمه حالی که ما به کار برده‌ایم تقریر به کار می‌برد. لذا می گویند سنت رسول صلی الله علیه و آله یا سنت المعصوم قوله او فعله او تقریره، چون ما در مباحث دلالت داریم بحث می‌کنیم تقریر به نظر ما زیر مجموعه دلالت‌های حالی است. که حالا توضیح می‌دهیم. لذا اینگونه ما تقسیم بندی کردیم، دلالت غیر لفظی را، دلیل غیر لفظی یا بگویید دلیل غیر لفظی را. گفتیم دلیل غیر لفظی یا فعل است، یا حال است که این حال شامل تقریر هم می‌شود به توضیحی که بیان خواهیم کرد، یا عقل است. دلیل غیر لفظی ما گاهی می‌شود عقل. که بحث مفصل ما درباره دلیل عقل خواهد بود. ابتدا درباره دلالت فعل بحث می‌کنیم و قواعد دلالت فعل را مورد بحث قرار می‌دهیم. از دلالت‌های دلیل غیر لفظی، درباره دلالت فعل که بحث می‌کنیم اولاً باید معلوم بشود مقصود اصلی ما از بحث درباره دلالت فعل، فعل معصوم مقصود اصلی در اصول درباره قواعد دلالت دلیل بر حکم فقهی بحث می‌کند، مقصود اصلی به دست یافتن یا دست یافتن بر قواعد دلالت فعل المعصوم است. منتها خوب برای اینکه بتوانیم به این قواعد دست پیدا کنیم ابتدا باید درباره فعل عام یا فعل مطلق بحث کنیم بعد درباره دلالت فعل معصوم بحث کنیم. لذا ابتدا به عنوان مقدمه اشاره ای می‌کنیم به قواعد دلالت فعل یا دلالت فعلی به طور مطلق. منظور از فعلی که درباره دلالت آن بحث می‌کنیم، فعل صادر از اختیار و آگاهی است. یعنی فعل فاعل مختار، اگر درباره فعل انسان هم بحث می‌کنیم مقصود فعل انسانی انسان است. یعنی فعلی که صادر از انسان است بما هو مرید و مختار والا خوب افعالی از انسان سر می زند که افعال غیر اختیاری است. ممکن است بالعرض بعضی قواعدی که درباره فعل بحث می‌کنیم شامل فعل غیر اختیاری هم بشود. اما موضوع بحث ما در اصل فعل اختیاری است. ابتدا اشاره ای کنیم به قواعد دلالت فعل به طور کل، ابتدا یا مبحث اول از مباحث مربوط به قواعد دلالت فعل تبیین انواع دلالت‌های فعلی است. یا دلالت‌های فعل است. دلالت‌های فعل نظیر دلالت‌های لفظی، به همان تقسیمات دلالت لفظ قابل تقسیم است. ما در محل خود بحث کردیم، دوستانی که قبلاً در بحث بودند آشنا هستند با این تقسیم بندی که ما گفتیم دلالت لفظ بر پنج قسم است. دلالت تصوری، و دلالت تصدیقی، دلالت تصوری بر دو قسم تقسیم می‌شود. دلالت تصدیقی بر سه قسم تقسیم می‌شود. دلالت‌های تصوری یا دلالت تصوری بر معنای حقیقی است. یا دلالت تصوری بر معنای مجازی است، دلالت‌های تصدیقی هم یا دلالت تصدیقی اولی است، یا دلالت تصدیقی ثانیه است، یا دلالت تصدیقی ثالثه است. خوب دو قسم دلالت تصوری معلوم است در دلالت‌های لفظی. لفظی که دلالت می‌کند، گاه بر معنی حقیقی دلالت می‌کند، وقتی بدون قرینه باشد. با قرینه اگر باشد دلالت بر معنای مجازی می‌کند. و گفتیم این هر دو دلالت تصوریه هستند، چرا می گوییم دلالت تصوری، یعنی تنها موجب انتقال صورت معنای لفظ به ذهن سامع می‌شود. فقط ایجاد صورت می‌کند. شما وقتی کلمه اسد را از کسی بشنوید، ولو این گوینده خواب هم باشد، اگر بشنوید اسد، معنای اسد در ذهن شما چی می‌شود، منتقل می‌شود، این دلالت تصوری است. چرا می گوییم دلالت تصوری؟ چون دلالت بر یک صورت است، چون یک صورت را در ذهن شما ایجاد می‌کند. حالا این صورت گاهی اسد گفته می‌شود بدون قرینه، آن صورتی که در ذهن شما ایجاد می‌شود چیست، صورت به معنای حقیقی یا حیوان مفترس است.

معنا خودش صورت است این صورت معنا؟؟؟ ۹:۰۸ صورت معنای اسد، معنا خودش همان صورت است، لفظ است.

شما اسد که وضع می‌کنید برای صورت ذهنی وضع می‌کنید یا برای آن اسد خارجی وضع می‌کنید؟ پس بنابراین اگر گفتیم اسد آن صورتی که در ذهن شما می‌آید چیست، صورت اینجوری می‌شود وقتی می گوییم صورت معنا منظور این است. چون وزن گرچه برای وزن شما باید تصور کنید یک معنا را، اما موضوع له صورت ذهنیه نیست، لذا گفتیم همیشه در وضع حمل شایع ملاک است. یعنی معنای به حمل شایع موضوع له است، نه معنای به حمل اولی.

؟؟؟ ۱۰

بله منتها این صورت ذهنیه چیست؟ این مرآت است. از این عبور می‌کند وضع، وضع برای چی می‌شود؟ لذا می گوییم آب را می‌خورم، کدام آب را شما می‌خورید، آن صورت ذهنیه را شما میل می‌فرمایید یا آب خارجی؟ آب را شما وضع می‌کنید و باید صورت آب در ذهن تصور کنید اما وقتی صورت آب را تصور می‌کنید کلمه آب را برای چی وضع می‌کنید برای آب خارجی وضع می‌کنید. یا بگویید برای آب به حمل شایع به تعبیر منطقی. بهر حال

؟؟؟ ۱۰:۴۰

مد نظر این است، منتها اگر ما آمدیم قاعده ای در قواعد دلالت فعل وضع کردیم که شامل فعل اعم از فعل ارادی و فعل غیر ارادی هم ممکن است شامل بشود. منتها آنچه مورد نظر ماست چیست، خصوص افعال؟؟؟ است.

؟؟؟۱۱

عیب ندارد اگر قواعد دلالت ما شامل غیر ارادی هم شد خواه ناخواه استفاده می‌کنیم. ولی نه ما وقتی می گوییم

؟؟؟

اگر ما قائل شدیم به اینکه فعلی که معصوم می‌کند همه‌اش ارادی است، آن وقت می‌شود فعله کله حجه، اگر گفتیم برای معصوم یک فعل غیر ارادی وجود دارد، خوب فعل غیر ارادی حجت نمی‌تواند باشد. فعل غیر مراد است. اما اگر گفتیم نه معصوم بماهو معصوم چون معصوم از خطاست، موید من عند الله است، مسدد است، حتی نوم او مثل یقظه است، حکم یقظه دارد. یعنی فعل غیر ارادی ندارد معصوم. هر فعلی می‌کند این فعل به شکل محکوم اراده او است. آن وقت می‌شود کل فعله حجه، دیگر فعل غیر ارادی ندارد. گفتیم حالا انواع دلالت را داشتیم بحث می‌کردیم. گفتیم دلالت لفظ یا دلالت تصوری است، دلالت تصوری یا تصوری دلالت بر معنای حقیقی، دلالت تصدیقی هم گفتیم سه قسم است. یا دلالت بر اراده لفظ است که خود آن یک دلالت است. مثل کسی که تنها در اتاق را بسته برای خود شعری می‌خواند. ما پشت در که نشستیم می گوییم این آقا با اراده دارد این را می‌خواند. مست نیست العیاذ بالله یا خواب نیست که در خواب این حرف‌ها را بزند نه اراده می‌خواهد. لذا اگر یک چیزی مترتب بود، یک اثری مترتب بر ارادی بودن این، فرض کنید با خودش می‌گوید من این کار را خواهم کرد، فرض کنید. می‌توانید یقه‌اش را بگیرید، نکنی چنین کاری، می‌توانید نهیش کنید از چنین کاری فرضاً. خلاصه دلالت بر اراده الفعل دارد این اولین دلالت است. عباره اللفظ، البته ما گفته‌ایم در مباحث خود که همه دلالات تصدیقیه حتی دلالات تصدیقیه لفظی هم دلالات لفظ است بما هی فعل، لذا همه آن دلالات تصدیقیه اینجا هم در دلالات فعل هم می‌آید. حالا توضیح می‌دهم. پس دلالات تصدیقیه اولی دلالت لفظ است بر چی؟ بر اراده التکلم، بر اراده التلفظ، این اولین دلالت تصدیقیه الفاظ است. دلالت تصدیقیه دوم این دلالت تصدیقیه اول حتی اگر مخاطبی نباشد، باز این دلالت وجود دارد. دلالت تصدیقی دوم آنجایی است که مخاطبی در کار باشد. دلالت لفظ بر اراده تفهیم مخاطب معنای لفظ را، این دلالت تصدیقیه دوم است. دلالت بر چی؟ بر اینکه اراد المتکلم تفهیم معنای لفظ، هر معنایی که لفظ دارد، حالا چه معنای حقیقی چه معنای مجازی، این اراده تصدیقی دوم است. گاهی این اراده تصدیقیه دوم وجود دارد، ولی اراده تصدیقی سوم وجود ندارد. اراده تصدیقی سوم چیست، دلالت لفظ بر اینکه آنچه متکلم به مخاطب تفهیم کرد، جداً اراده کرد. گاهی می‌خواهد تفهیم کند، گفتیم مثل چوپان دروغی که معروف است که گفت گرگ آمد مثلاً. این قصد تفهیم دارد می‌خواهد سر به سر مردم بگذارد، مردم را بکشاند در خیابان یا در صحرا. پس اراده تفهیمیه دارد اما اراده جدیه، چون هازل است، هازل یعنی کسی که شوخی می‌کند، جدی حرف نمی‌زند این اراده تفهیم دارد اما اراده جدی ندارد. پس این سه دلالت را هر سه را دلالت تصدیقی، چون منشأ تصدیق به یک صورت است. به وجود یک صورت، یا به وجود یک معنا. تنها منشأ تصور یک معنا نیست. بلکه منشأ تصدیق به وجود معنایی در نفس متکلم است. چون این دلالت دلالت بر وجود یک معنا در لفظ متکلم است، لذا می گوییم دلالت تصدیقی. چون منشأ تصدیق ما می‌شود به وجود یک شیئی در نفس یعنی یک وجود معنایی در نفس متکلم. حالا آن معنا یا اراده اللفظ است، یا اراده المعنی، یا بیش از آن است اراده معنای لفظ و اراده تفهیم این معنا به مخاطب یا باز بیش از این است هم اراده معنای لفظ، هم اراده تفهیم معنا هم اینکه این اراده به جد وجود دارد. این سه دلالت است. هر سه دلالت‌های تصدیقی، بلکه و هر دو دلالت تصوریه در فعل هم قابل تصور است. یعنی فعل هم می‌تواند دلالت تصوریه داشته باشد. می‌تواند دلالت تصدیقیه داشته باشد. اگر فعل وضع برای معنای خاصی بشود، گاهی فعل وضع می‌شود برای معنای معینی، این وضع گاهی وضع عرف خاص است، گاهی وضع عرف عام است. گاهی ما مثال زدیم، فرض کنید شما در بیمارستها که می‌روید می‌بینید عکس یک پرستاری می‌بینید فرضاً که دستش را روی دهانش گذاشته، این یک فعل است، عکس او را گذاشتند آنجا. فعل دال بر چیست؟ دال بر سکوت یا دلو السکوت است. این یک فعلی است که وضع برای یک معنا شده، یا علامت پیروزی که دو انگشت بلند می‌کنند، این یک وضع عرفی است، در عرض چنین وضعی وجود دارد. در خیلی از جاها مخصوصاً در راهنمایی رانندگی، در پزشکی، در خلبان‌ها و خیلی فنونی که در عرف بشر، در عرف جامعه بشر امروز مخصوصاً رایج است، ما افعال موضوعه برای معانی زیاد داریم. افعالی که علامت هستند، وضعت للمعانی، این‌ها موید هستند.

؟؟؟ ۱۷:۳۰

نه این‌ها دلالت وضعی است. یعنی مبنای آن دلالت وضعی است. یعنی وضع است. وضع شده است این علامت خاص برای این معنای خاص، گاهی بعضی تعیینی است، بعضی تعینی می‌شود، عین خود الفاظ که برای تعیینی داریم، برای تعینی داریم. این افعال هم وضع برای این معانی شدند. گاهی بعضی افعال دلالتشان به وضع نیست، دلالتشان ذاتی است. ما وضعی را درمقابل دلالت ذاتی می‌آوریم، دلالت علت بر معلول، یا دلالت معلول بر علت، یا دلالت معلولین بامتثال احدهما بر دیگری، این‌ها دلالت‌های ذاتی است که احتیاجی به وضع ندارد. گاهی فعل دلالت آن بالذات است. گاهی فعل دلالت آن بالوضع است. همین تقسیم را ما در دلالت الفاظ هم انجام دادیم، گفتیم دلالت الفاظ هم با این دلالت‌های لفظی دلالت ذاتی است. منتها دلالت‌های ذاتی دلالت بر معانی موضوع له نیست. دلالت‌های لغوی دلالت‌های وضعی است. منتها دلالت‌های ذاتی، دلالت‌های غیر لغوی است. مثل اینکه فرض کنید اگر شما صدای کسی را شنیدید می‌فهمید زنده است. دلالت لفظ شخص یا دلالت تکلم شخص بر حیات این دلالت وضعی نیست، دلالت لغوی نیست، دلالت معلول بر علت است. دلالت‌های ذاتی است، گاهی فعل دلالت آن ذاتی است. گاهی فعل دلالت آن وضعی است.

؟؟؟

این‌ها دلالت‌های وضعی است، یعنی وضع شده، این علامت وضع برای دلالت بر سکوت شده است. لذا اگر کسی آشنا نباشد به چنین وضعی، چنین عرفی، کسی از روستا آمده، تازه وارد شهر بشود، وارد یک بیمارستانی شده می‌بیند عکس اینجوری، این چیست،؟؟؟ ۱۹:۳۵ به خلاف دلالت‌های ذاتی، دیگر احتیاج آشنایی با عرف ندارد. هر عرفی این دلالت ذاتی را یک کسی برای خاطر اینکه کسی زنده است، لازم نیست درسی خوانده باشد، یا با عرفی آشنا باشد. بهر حال صدای کسی را که می‌فهمد می‌فهمد فرد زنده است اینجا آدم است. یا وجود یک آدم است. بهرحال این‌ها دلالت‌های وضعی است. علی ایحال دلالت فعل یا دلالت ذاتی است، دلالت تصوری فعلی، یا دلالت بالذات است یا دلالت بالوضع، همان دلالت تصوری.

؟؟؟ ۲۰:۰۸

ببینید این دلالت آن دلالت تصوری است. منتها این دلالت تصوری دلالت تصدیقی را هم به دنبال دارد. الفاظ، افعال هم دلالت تصوری دارند هم دلالت تصدیقی. حالا ما دلالت تصوری داریم وقتی شما این فعل را دیدید، یا این عکس را دیدید، صورت معنای سکوت در ذهن شما می‌آید، اینکه اراد سکوت را آن دلالت آن تصدیقی است. اراده سکوت، لذا شما اگر فرض کنید یک چنین حرکتی از کسی دیدید که مرید نیست در حال هوش نیست، کسی که هوشیار نیست، چنین فعلی می‌کند، باز ممکن است صورت معنایی سکوت در ذهن شما منعکس بشود. دلالت تصوری آن را دارد اما دلالت تصدیقی آن را نخواهد داشت. خلاصه افعال می‌تواند دلالت تصوریه داشته باشند، این دلال تصوریه گاهی بالوضع است، گاهی بالذات. خوب دلالت‌های تصدیقیه سه گانه را هم دارند. یعنی فعلی که از کسی صادر می‌شود اگر در حال عادی باشد، اگر انسانی باشد عاقل و در حال عادی، یعنی هوشیار، فعلی که از او سر می زند اولین دلالتی که این فعل دارد، اولین دلالت تصدیقی چیست؟ این اراد هذا، لذا اگر کسی فعلی انجام بدهد بعد بگوید من اراده نکردم دادگاه از او قبول نمی‌کند که تو این فعل تو ارادی نبود. زده جایی را آتش زده، کسی را کتک زده، حرفی زده بعد می‌گوید من در حال عادی نبودم. عقل نداشتم، مجنون شده بود. قبول نمی‌کنند مگر اینکه دلیل بیاید ثابت کند او در حال فقدان عقل و شعور این کار را کرد. منتها اصل در فعل یک عاقل کامل چیست؟ اصل عقلایی این قبلاً بحث کردیم مفصلاً. گفتیم این دلالت تصدیقیه اولی مبتنی بر این اصل عقلایی است که می‌گوید کل ما سلم من الاخر الواله و هو ارادی، لذا دلالت بر ارادی بودن فعل می‌کند، دلالت بر اراده الفعل، یا اراده اللفظ، ارادت‌های لفظی، در فعل هم چنین اراده ای وجود دارد. اراده الفعل، این اولین دلالت تصدیقی است. دلالت تصدیقی دوم هم دارد، یعنی اگر این فعل فعلی است که وضع برای معنایی شده، وضع برای دلالت بر معنا شده، یا فعلی است، بالذات دلالت بر معنایی دارد، اگر دلالت ذاتی داشته باشد. اگر کسی فعلی که دلالت بر معنایی دارد، یا بالذات یا بالوضع، این فعل را در برابر دیگری انجام داد از او چه استفاده می‌شود اراده تفهیم معنای آن فعل استفاده می‌شود. این دلالت تصدیقی دوم از آن فهمیده می‌شود. و هکذا دلالت تصدیقی سوم، یعنی اگر کسی آدم عاقلی است، با شعور و آگاهی، فعلی را در برابر دیگری انجام داد، فعل توهین آمیز، یعنی معنای توهین از آن در عرف فهمیده می‌شود. از آن چه استفاده می‌شود. می گویند اراده جدی توهین می‌شود و لذا آثارش را بر او مترتب می‌کنند. اگر این توهین عقابی داشته باشد، کیفری داشته باشد، یا هر نظری نزد عقلا بر او بار بشود، بر این فعل بار می‌کنند. «و لا یقبل منه انه لم یرد ذلک»، یا اینکه اراده جدی نداشت می‌خواست شوخی کند. می گویند قرینه ای بر شوخی بودن آن، بر هزلی بودن آن وجود داشته باشد. قرینه نباشد می گویند این کار تو جدی بوده است. اگر کسی اقرار کند، علی اقرار لفظی، گاهی اقرار گاهی اقرار فعلی است نه اقرار لفظی. یوخذ به و در دادگاه ترتیب اثر بر آن می‌دهد، «و لا یقبل منه ان یقول» که چی نه خیر من اراده جدی نداشتم بر ابراز این فعل یا این معنا. مثلاً اگر فرض کنید کسی بالاشاره عقدی را اجرا کرد ما در محل خود داریم ایقاع یا عقد گاهی ایجاب قبول، گاهی این ایجاب و قبول ایجاب و قبول فعلی است نه لفظی. مخصوصاً در بحث معاتات، فقها می گویند معاتات این چنین نیست که خالی از عقد باشد. عقد معاتاتی عقد دارای ایجاب و قبول عقد است. عقد در کار است، یعنی ایجابی دارد، قبولی دارد. اما این ایجاب و قبول آن چیست، فعلی است، یعنی همینکه فرض کنید شما می‌روید سر مغازه می گویید آقا فرض کنید، برنج داری، آنکه برنج را به شما می‌دهد، این با فعل خود چکار می‌کند، با فعل خود ایجاب می‌کند، این که شما می‌گیرید، پول را می‌دهید، این عمل خود چیست؟ این عمل دلالت بر قبول این ایجاب دارد. پس ایجاب و قبولی داریم در معاتات منتها ایجاب و قبول ایجاب و قبول فعلی است. اگر کسی یک چنین ایجاب و قبول فعلی انجام داد، بعد نمی‌تواند ادعا کند این ایجاب یا این قبول مراد او نبوده است و اینکه از این فعل اراده جدی ایجاب یا اراده جدی قبول نکرده است. پس هر فعلی که از عاقل باشعور سرزند، این دلالت و تصدیقی ثلاثه را دارد.

؟؟؟ ۲۶

همینجا می‌آید. چون گفتیم ما در محل خود آنجا، من این را خواهش می‌کنم جلد اول اصول فقه را آقایان خوب به دقت مطالعه کنند. مخصوصاً مبحث مربوط به دلالت را که ما آنجا در مبحث اجمال در مباحث اجمال مجمل و مبین، ما در مبحث مجمل و مبین در همین جلد اولی که چاپ شده مفصل بحث کردیم. مباحثی که ما کردیم در جای دیگر نیست، چون ما در این مباحث اجمال و تبیین مبانی این دلالت‌های عقلایی را آنجا تدوین کردیم. و گفته‌ایم این دلالت‌های تصدیقی هر کدام مبنای آن چیست، مبنای عقلایی دین را، آنجا به تفصیل بیان کردیم.

؟؟؟ ۲۶:۴۵

یعنی اگر قرینه ای بر اکراه قائم شد، دلالت سوم دیگر در آن وجود ندارد. یعنی اگر کسی آمد و گفت من این عقد ر اجرا کردم بله ولی مکرهاً بود، دلیل بر اکراه این است که آن‌ها من را تهدید کردند. این معنایش این است که آن اراده اراده جدی، اراده جدی به این لفظ نداشته، اراده داشته، اما این اراده اراده امررضا نبوده، اینکه اراده امررضا نبوده یعنی اراده جدی نبوده است.

قصد تفهیم مگر ندارد؟ جداً هم به مخاطب

قصد تفهیم دارد بسیار خوب، جدی در دلش است، اگر جد بود که دیگر مکره نبود.

برای اینکه بخواهد به مخاطب بفهماند و آن هم این را از او قبول می‌کند بر این اکراه دارد.

اراده تفهیم دارد اما این اراده‌اش این اراده تفهیم او اراده امررضا نیست.

؟؟؟

جدی اینجا در مباحث مربوط به افعال علاوه بر اراده معنی یعنی جدیت گاهی جدیت معنی رضا است علاوه بر اراده جدی آن معنا، در فعل برای اینکه ترتیب اثر بخواهد بدهد باید رضا باشد و رضا اینجا در جدیت اراده نقش دارد. برای اینکه منشأ اثر معاملی بشود. معاملات علاوه بر اراده جدی به معنی اراده تفهیم رضای به این اراده تفهیم هم شرط است. جدیت در اینجا جدیت به معنای علاوه بر اراده تفهیم در مورد لفظ اراده جدی معنا، اراده جدی فعل هم هست.

؟؟؟

این را آنجا مفصل بحث کردیم در همین مباحث اجمال گفتیم فرق بین توریه و کذب چیست؟ فرق بین این موارد همه را توضیح دادیم، اگر مراجعه کنید. امروز به همین اندازه اکتفا می‌کنیم. و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.