×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۳۰ مرداد - ۱۳۹۸  
true
true
درس خارج فقه نظام سياسي اسلام؛ جلسه بيست و پنجم۹۳/۹/۱۱

درس خارج فقه نظام اقتصادی اسلام؛ جلسه بيست و پنجم۹۳/۹/۱۱

 

ما به چهار آیه از آیات کریمۀ قرآنی که دربارۀ نصب رسول اکرم(ص) برای حاکمیّت بودند و دلالت بر نصب داشتند بحث کردیم. بحث امروز ما دربارۀ آیۀ پنجم از این آیه‌ها است. البتّه این آیات را که بحث کردیم عرض کردیم که خود آیه و آیات پیرامونی این آیه همگی دلالت بر نصب رسول اکرم(ص) برای فرمانروایی است.

بحث امروز ما دربارۀ آیه ۵۴ سورۀ نور است. این آیه نیز دلالت بر نصب رسول اکرم برای حاکمیّت و فرمانروایی دارد، آیات پیرامونی آن هم همچنین؛ آیات قبل و آیات بعد که توضیح خواهیم داد. و لذا دربارۀ این آیه هم در سه بخش بحث می‌کنیم؛ ابتدا دربارۀ خود آیه و دلالت‌های آیه و نکات دلالتی آن بحث می‌کنیم و سپس به آیات پیش از این آیه می‌پردازیم و به نکات دلالتی آنها اشاره می‌کنیم و پس از آن به آیات پس از این آیه.

بخش اوّل از بحث ما پیرامون این آیه دربارۀ خود آیه و دلالت‌های آیه است. فرمود: «قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ». در این آیه چند جمله وجود دارد، جملۀ اوّل «قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسولَ»، جملۀ دوم «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ»، جملۀ سوم هم «وَ إِنْ تُطيعُوهُ تَهْتَدُوا» و جملۀ چهارم «وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ».

ابتدا دربارۀ همان جملۀ اوّل بحث می‌کنیم. «قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسولَ». با توجّه به آنچه سابقاً بحث شد که خدای متعال در قرآن کریم کراراً به عنوان فرمانروای مطلق جهان هستی معرفی شده،‌ ملک است «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ * مَلِكِ النَّاسِ»[۱]، «يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ الْمَلِكِ الْقُدُّوسِ»[۲]، «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ»[۳]، «لَهُ الْمُلْكُ»[۴] یا «لِلَّهِ الْأَمْرُ»[۵] و الی آخر واژگانی که قرآن کریم گفته‌ایم که به انحاء مختلف تأکید بر فرمانروایی مطلق خدای متعال دارد و گفته است، در قرآن کریم تصریح و تأکید بر این است که این فرمانروایی هم مخصوص ذات خدای متعال است، «لا يُشْرِكُ في‏ حُكْمِهِ أَحَداً»[۶]، «لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِي الْمُلْكِ»[۷] خدا در این ملک شریکی ندارد، مخصوص او است.

این خدایی را که قرآن معرفی می‌کند وقتی می‌گوید: ««قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ» اطاعت همین اطاعت این ملک است، این اطاعت اطاعت از یک ملک است. «أَطيعُوا اللَّهَ»، «أَطيعُوا» همان ملکی را که ما در قرآن به شما معرفی کرده‌ایم. بعد وقتی «أَطيعُوا الرَّسولَ» را عطف می‌کند بر «أَطيعُوا اللهَ»، وقتی ابتدا فرمود: «أَطيعُوا اللهَ»، کدام خدا را؟ آن الله را که امر به اطاعت او شده است چه کسی است؟ همان است که فرمود ملک، له المُلک، له الحکم، له الامر و امثال این واژگان. فرمود: «أَطيعُوا اللهَ» یعنی باید خدا را اطاعت کنید بعد «أَطيعُوا الرَّسولَ». این «أَطيعُوا الرَّسولَ» دلالت بر چه خواهد داشت وقتی می‌فرماید «أطيعُوا اللهَ وَ أَطيعُوا الرَّسولَ»؟ دلالت بر وجوب اطاعت مطلق رسول، اطاعت حاکمیّتی خواهد داشت. البتّه ما در جای خود هم گفته‌ایم که اصلاً وجوب اطاعت خود به معنای حاکمیّت است. حاکمیّت معنایی جز وجوب اطاعت ندارد. مثلاً وقتی می‌گوییم فلان کس حاکم است یعنی چه؟ یعنی اطاعت از او واجب است و هر وجوب اطاعتی در هر جامعه‌ای، در هر سیستم حکومتی باید به وجوب اطاعت حاکم برگردد. در همۀ سیستم‌های حکومتی این‌گونه است، اختصاص به سیستم حکومتی قرآنی، سیستم حکومتی اسلامی هم ندارد. در هر سیستم حکومتی، هر جا وجوب اطاعت هست این وجوب اطاعت باید به چه برگردد؟ به وجوب اطاعت حاکم برگردد. یا به عبارت دیگر این وجوب اطاعت باید طبق قانون باشد؛ یعنی کسی نمی‌تواند کسی دیگر را در هر جامعه‌ای الزام به اطاعت خود کند اگر در چارچوب قانون این وجوب اطاعت روا نباشد.

اطاعت بر مبنای قانون یعنی چه؟ ‌یعنی وجوب اطاعتی که از وجوب اطاعت قانونگذار که حاکم است گرفته شده است. پس هر وجوب اطاعتی هر جا هست، در هر سیستم حکومتی، وجوب اطاعتی است که از وجوب اطاعت حاکم برخاسته است، حتّی اگر وجوب اطاعت پدر باشد، حتّی اگر وجوب اطاعت صاحب کار باشد، وجوب اطاعت هر مطاعی،‌ هر جا وجوب اطاعتی هست این وجوب اطاعت وجوب اطاعت حاکمیّتی است یا برگشت به وجوب اطاعت حاکمیّتی دارد. لذا وقتی می‌فرماید: «أَطيعُوا الرَّسولَ» خود «أَطيعُوا الرَّسولَ» دلالت بر این دارد که فرمانروا است، لذا «یَجِبُ طاعَتُهُ». پس خود «أَطيعُوا الرَّسولَ» دلالت بر نصب رسول اکرم بر فرمانروایی دارد که البتّه اینجا با لسان حکم تکلیفی آمده است و هر جا وجوب اطاعت با لسان تکلیفی بیاید مدلول التزامی آن نصب برای مقام حاکمیّتی است؛ یعنی مدلول التزامی آن یک حکم وضعی است و آن حکم وضعی چیست؟ آن حکم وضعی نصب برای مقام حاکمیّت و مقام فرمانروایی است.

– اطاعت از پدر چگونه اطاعت از حاکم بر می آید؟

– یعنی اگر اطاعت پدر در حکم یک قانونی واجب نباشد، واجب نیست ‌تمام شد. اگر قانونی که آن پدر با آن پسر از آن قانون تبعیّت می‌کنند وجوب اطاعت را برای پدر مقرّر نکند، اطاعت واجب نیست. اطاعت از پدر واجب است چون در قانونی که این پدر و پسر از آن قانون تبعیّت می‌کنند این وجوب اطاعت ثابت و مقرّر شده است. آن قانون یعنی چه کسی؟ یعنی حاکم. لذا است که هر وجوب اطاعتی برگشت به وجوب اطاعت حاکم دارد.

اصلاً معنی حکومت -ما این را قبلاً گفته‌ایم، آن بحثی را که ما ابتدای مباحث حکومت اسلامی، در در ابتدای مباحث مربوط به فقه نظام سیاسی مطرح کردیم مباحث مهمی بود- که آنجا گفتیم اصولاً معنی سیاست، معنی حاکمیّت، معنی فرمانروایی چیست؟ گفتیم معنی آن اصلاً همان وجوب اطاعت است و حق فرمانروایی و حق فرمان دادن برای حاکم. وقتی می‌گوییم حاکم یعنی چه؟ وقتی می‌گوییم حاکم یعنی حق دارد فرمان دهد. حق دارد فرمان دهد یعنی چه؟ یعنی فرمان او واجب الطّاعه است، لذا باید از او اطاعت کرد.

بنابراین هر جا در قرآن کریم «أطِیعُوا» داریم به معنی حاکمیّت است. «أَطيعُوا الرَّسولَ» یعنی او حاکم است. این از خود جملۀ «أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ» و چون «أَطيعُوا الرَّسُولَ» هم مطلق است هیچ حدّ و قیدی ندارد، لذا این فرمانروایی فرمانروایی مطلق است، فرمانروایی بدون قید است. نفرمود «أَطيعُوا الرَّسُولَ» در آن زمینه، نه در آن زمینه؛ نفرمود در این حوزه، نه در آن حوزه؛ «أَطيعُوا الرَّسُولَ» مطلق و چون عطف بر «أَطيعُوا اللهَ» هم شده است خود این قرینۀ دیگری بر اطلاق است، چون اطلاق وجوب اطاعت برای خدای متعال عقلاً ثابت است.

بخش دوم از این آیه یا این جملۀ دوم «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ». ما این را عرض کرده‌ایم، شاید سابقاً مکرّراً اشاره کرده‌ایم که معمولاً هر جا امر به اطاعت خدا و رسول پیش می‌آید و اشاره به فرمانروایی رسول اکرم و نصب رسول اکرم برای حاکمیّت پیش می‌آید هشدار هم کنار آن می‌آید که اگر اطاعت نکردید چه آثاری بر آن مترتّب می‌شود و با همین عبارت «إِنْ تَوَلَّوْا» یا «إِنْ تَوَلَّيْتُمْ» یا عباراتی شبیه این عبارت، اشاره می‌شود به اینکه اگر نکردید، اگر این اطاعت حاصل نشد، اگر پشت کردید، اگر از فرمان رسول خدا تبعیّت نکردید چه اتّفاقی می‌افتد، چه حکمی دارد. این آیه هم مثل آیات دیگر که ما مجموعه‌ای از آیات دیگر را که نظیر این آیه بعد از امر به اطاعت مسئلۀ تولّی –اینجا تولّی به معنی تولّی امر است- ما سابقاً گفتیم کلمۀ تولّی اگر بدون حرف تعدیه أن به کار برود مثل «تَولّاه، تَوَلَّیتُهُ، وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ[۸]» اینجا تولّی به معنی چیست؟ به معنی پذیرش ولایت است، در حقیقت به معنی اطاعت است، به معنی پذیرش ولایت ولی است. در آن آیۀ کریمه که فرمود: «مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» بعد از آیۀ ولایت «إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ * وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ»[۹]. اینجا این تولّی به معنی پذیرش ولایت است، اطاعت است، تبعیّت است، پیروی است، امّا اگر این تولّی با ضمیر امر آمد «تَوَلَّی عَنهُ» این امر معنی را عکس می‌کند. «تَوَلَّی عَنهُ» یعنی «أعرَضَ عَنهُ». اینجا تولّی به معنی اعراض است، به معنی پشت کردن است که اینجا این «تَوَلَّوا» همان «تَوَلَّوا» به معنی «تَوَلَّوْا عَنهُ» است. «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ». جاهای دیگر صراحت به این معنا شده است. اینجا تولّی تولّی عنه است، «تولّی عنِ‌ الرَّسول» است نه تولّی رسول.

مثلاً ما به عنوان نمونه می‌آوریم تا کاربری این تولّی به این معنای دوم، به معنای اعراض معلوم بشود. در سورۀ انفال، آیه ۲۰٫ این آیات ۲۰ و ۲۱ و ۲۲ سورۀ انفال خیلی آیه‌های بنیادین هستند از لحاظ مفاهیمی که در این آیه‌ها آمده است. می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ * وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ * إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ» که در این آیه باز اشاره به وجوب اطاعت خدا و رسول شده است. ما دیگر این آیه را بحث مستقل نمی‌کنیم چون گفتیم آیات دالّ بر وجوب اطاعت رسول،‌ دالّ بر فرمانروایی رسول در قرآن کریم فراوان است، ما به عنوان نمونه بعضی از آیه‌ها را بحث می‌کنیم تا از بحث دربارۀ این آیه‌ها مفاهیم سایر آیه‌ها باز شوند.

این آیه از آیه‌هایی است که ما بحث مستقل دربارۀ آن نخواهیم داشت با اینکه به مناسبت تولّی و کاربری «تَوَلَّوا» به این آیه استشهاد می‌کنیم. می‌فرماید: «أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ» به رسول خدا پشت نکنید «وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ» در حالی که شما می‌شنوید آیات کریمۀ خدا را، می‌بینید که خدا دارد می‌گوید «أَطيعُوا الرَّسُولَ»، خدایی که حاکم بالذّات است، حاکم علی الاطلاق است.

ما این نکته را هم شاید کراراً اشاره کرده‌ایم که در بسیاری از آیات کریمۀ قرآن ایمان به مردم مَلِکیّت و حاکمیّت و فرمانروایی خدا یک ایمان مفروض پنداشته شده، فرض شده است؛ یعنی فرض بر این شده است که فطرت مردم یا به عنوان اینکه مسلمان هستند و فرمانروایی خدا را قبول دارند با آنها بحث می‌شود؛ یعنی مشکل عمدتاً با کسانی است که فرمانروایی خدا را قبول دارند ولی به مقتضیّات این فرمانروایی عمل نمی‌کنند. قبول دارند که خدا فرمانروا است، لذا می‌فرماید: «وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ»[۱۰] «وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ»[۱۱]. وقتی می‌گویی چه کسی «يُدَبِّرُ الْأَمْرَ»؟ مدبّر چه کسی است، فرمانروا چه کسی است؟ «سَيَقُولُونَ اللَّهُ». حدّاقل مسلمآنها این‌گونه هستند، حدّاقل اهل کتاب این‌گونه هستند که وقتی از آنها سؤال می‌کنی خدا چه کسی است؟ مدبّر امر چه کسی است؟ فرمانروا چه کسی است؟ بحث سر فرمانروایی است، فرمانروایی خدا را قبول دارند.

پس حالا که قبول دارید وقتی خدا می‌فرماید «أَطيعُوا الرَّسُولَ» چرا به این مقتضای فرمانروایی خدا عمل نمی‌کنید؟ می‌فرماید: «وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ». شنیدید که خدا فرمود «أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»، وقتی که شنیدید پس چرا به مقتضای این حاکمیّت عمل نمی‌کنید؟ «وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ».

«وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ قالُوا سَمِعْنا». این «قالُوا سَمِعْنا» هم اشاره به اهل کتابی است که این اهل کتاب اعم از اهل کتاب یهود و نصاری و اهل کتاب خود مسلمانانی که «قالُوا سَمِعْنا» است، چون در سورۀ نور اشاره به این «قالُوا سَمِعْنا» خود مسلمآنها شده است. در جاهای دیگر به «قالُوا سَمِعْنا» اهل کتاب اشاره شده است که آنها گفتند «سَمِعنا» امّا مع ذلک به این «سَمِعنا» عمل نکردند. در سورۀ نور می‌فرماید: «وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَريقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنينَ»[۱۲]. این هم اشاره به این «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» مسلمآنها است که بعضی از این مسلمآنها می‌گویند «سَمِعنا» می‌گویند «أطعنا»، «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادي لِلْإيمانِ»[۱۳] را می‌گویند، می‌شنوند، امّا به مقتضای این سمع عمل نمی‌کنند. لذا فرمود: «وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ». بعد «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ» بدترین جنبنده‌گان روی زمین همین‌ها هستند، همین‌هایی که تظاهر می‌کنند به سمع، تظاهر می‌کنند به اطاعت، ولی در حقیقت نمی‌شنوند، چون عقل خود را به کار نمی‌گیرند و اینها «شَرَّ الدَّوَابِّ عَلَی وَجهِ الأرض» هستند، بدترین جنبده‌گان روی زمین هستند.

شاهد ما «وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ» است که این «تَوَلَّوْا» که در اینجا در این آیۀ مورد بحث ما در سورۀ نور به کار می‌رود به همین معنای «تَوَلَّوْا» است که در آیه ۲۰، سورۀ انفال به کار رفته است. در همین آیه ۵۴ سورۀ نور می‌فرماید: «قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا» اگر پشت کردند «فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ». اگر پشت کردند مسئولیتی رسول دارد مسئولیتی آنان دارند. هر کس در برابر مسئولیت خود باید پاسخگو باشد. مسئولیت رسول همین است که خود را معرفی کند، حاکمیّت و فرمانروایی خود را ابلاغ کند، به مردم بگوید: مردم، «اتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ‏»[۱۴] چنان که در سورۀ شعراء از قول رسل الهی بیان شده است. «إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمينٌ»[۱۵] «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطيعُونِ‏»[۱۶] گفتیم این «أَطيعُونِ» هم اشاره به حاکمیّت رسول است. نفرموده است «أَطيعُوه» تا نقش رسول فقط نقش ابلاغ باشد. نه، «أَطيعُونِ» نقش من نقش فرمانروایی است، وجوب اطاعت دارم، منتها برای اینکه شما را وادار به اطاعت کنم، برای اینکه حکومت برپا کنم، این حکومت وقتی می‌خواهد برپا شود باید با همکاری مردم باشد، باید مردم همکاری کنند.

رسول برای اینکه مردم را به همکاری وادارد از چه شیوه‌ای استفاده می‌کند؟ از بلاغ مبین استفاده می‌کند، از زور استفاده نمی‌کند. «وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ»[۱۷] یا «أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنينَ»[۱۸] گفتیم «مُؤمِنِینَ» یعنی «حَتَّی یَکُونُوا مُطِیعِینَ» که در جای خود بحث کردیم که این ایمان ایمان اطاعت است. برای اینکه مردم و جامعه حاکمیّت را بپذیرند برای اصل برپایی حاکمیّت برپایی حکومت الهی باید مردم بپذیرند. باید یک امام و مأمومی به وجود بیاید تا حکومت برپا شود، باید مردم بپذیرند. امّا اگر مردم پذیرفتند حکومت برپا شد دیگر بعد از این حکومت باید به وظایف حکومتی عمل کند؛ یعنی باید قانون را اجرا کند، اگر کسی در برابر این قانون شورش کرد باید او را سرکوب کند، تعارف نکند. باید برای حفظ حکومت و نگهداری این نظام به وظایف فرمانروایی، به وظایف حاکمیّت عمل کند. هر وظیفه‌ای که برای حفظ این حاکمیّت است، باید از این حاکمیّت دفاع کند. اگر شورشی شد، اگر تخلّفی شد باید طبق قانون با آن تخلّف چه کند؟ برخورد کند، معنی آن این نیست که تا آخر باید طبق رضای مردم، اگر کسی گفت من نمی‌خواهم، اگر نخواست که نخواست، اینطور نیست.

اینکه در آخر همین آیه می‌فرماید: «ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ» یعنی «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ» از اوّل توضیح می‌دهد که رسول در برابر پشت کردن آنها مسئول نیست. اگر آنها پشت کردند رسول اگر به وظیفۀ خود عمل کرده است و ابلاغ کرده است،‌ اگر آنها پشت کردند رسول به وظیفۀ خود در اصل برپایی حکومت، در اصل برپایی این نظام عدل عمل کرده است.

«فَإِنْ تَوَلَّوْا» گفتیم که در چند جا این «إِنْ تَوَلَّوْا» که اعراض است در قرآن کریم خیلی روی این مانور داده شده است –البتّه شاید تعبیر مانور بی‌ادبی باشد ولی چون در ادبیّات معمول به کار می‌رود ما به کار بردیم- این معنا، مسئلۀ «إِنْ تَوَلَّوْا» و آثار مترتّب بر این «تَوَلَّوْا» خیلی تکرار شده است. مثلاً در همین سورۀ انفال که خواندیم «یَتَرَتَّبُ» بر این تولّی زوال عقل حقیقی جامعه. این مطلب مهمی است. ما معتقد هستیم که عقلانیّت حقیقی جامعه اطاعت از خدا و رسول را اقتضاء می‌کند و جامعۀ نافرمان از خدا و رسول به تدریج از حالت عقلانیّت دور می‌شود و این مطلب مهمی است، بعدها بیشتر آن را باز می‌کنیم.

یک تحلیل ساده می‌تواند ما را به این نتیجه برساند که چگونه جوامعی که اعراض از اطاعت خدا و رسول کردند به تدریج حالت عمومی این جوامع حالت فقدان عقل انسانی شده است، آن تعقّل انسانی که خاصیت وجود انسانی است. این یک اثر که مترتّب بر این تولّی می‌شود. اثر دیگری در جای دیگر فرمود: «قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ»[۱۹]. این اشاره به آن نکته‌ای است که ما گاهی گفته‌ایم که قرآن کریم در خیلی از موارد کفر را به معنای خروج از اطاعت رسول به کار می‌برد؛ یعنی نافرمانی رسول را چه حساب می‌کند؟ کفر حساب می‌کند، مثل آن آیۀ کریمه که فرمود: «يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ عَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ»[۲۰]. و خیلی از کفر بعد الایمآنها همین است. اصلاً همۀ کفر بعد الایمآنها مراد همین است. بعد الایمان یعنی اعلام اطاعت می‌کنند، بعد نافرمانی می‌کنند. «كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْماً كَفَرُوا بَعْدَ إيمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ»[۲۱]. «كَفَرُوا بَعْدَ إيمانِهِمْ» یعنی «خَرَجُوا» از طاعت رسول، بعد از اینکه اعلام اطاعت کردند و اعلام ایمان کردند. اینجا هم می‌فرماید: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ»[۲۲].

همین آیه از آیه‌هایی که آثار «فَإِنْ تَوَلَّوْا» را بیان می‌کند، الآن این آیه را داریم به مناسبت «فَإِنْ تَوَلَّوْا» بحث می‌کنیم. یکی از آثار تولّی در قرآن کریم افساد است. می‌فرماید: «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِالْمُفْسِدينَ»[۲۳]. این یک جا در سورۀ آل عمران. در سورۀ محمّد(ص) می‌فرماید: «طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُم‏»[۲۴] بعد «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُم‏»[۲۵]. جای دیگر باز در سورۀ بقره که فرمود: «وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ»[۲۶]. این بحث مهمی است که اعراض از اطاعت خدا و رسول منجر به افساد فی الارض می‌شود.

من اینها را که مطرح می‌کنم برای این است که بابی از ابواب بحث برای شما باز می‌کنم. کسانی که می‌خواهند بحث کنند چون این بحث مهمی است، ما واقعاً در این عرصه‌ها،‌ در این رشته‌ها اصلاً بحث نکرده‌ایم، هنوز وارد نشده‌ایم. خیلی بحث در قرآن کریم دارد که یکی از مباحث همین آثار مترتّبه بر عدم فرمانبری از رسول خدا و از قرآن کریم و از حکومت اسلامی است؛ چه آثاری بر آن وارد می‌شود.

اثر چهارم که باز در آیات قرآن آمده است عذاب دنیا و آخرتی است. می‌فرماید: «وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَليماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ»[۲۷] عذاب دنیا و آخرت. و در جای دیگر به این عذاب اشاره شده است که یکی از آثار این عذاب اختلاف بین مردم است. جامعه‌ای که از دین خدا و از اطاعت خدا اعراض کند دچار اختلاف می‌شود که فرمود: «وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما هُمْ في‏ شِقاقٍ فَسَيَكْفيكَهُمُ اللَّهُ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ»[۲۸]. این همان است که در جای دیگر به این شقاق اشاره شده است که این شقاق چه شقاقی است. «وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى‏»[۲۹].

اثر پنجم از آثار این تولّی استبدال است. «وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُم‏»[۳۰]. ما این را در همان کتاب «سُنَنُ تَطَوُّرِ التَّاریخی فِی القُرآن الکَرِیم» توضیح دادیم که خدای متعال امّت‌هایی را برای برقراری حکم خدا انتخاب می‌کند. اگر این امّت‌ها فرمانروایی رسول خدا و ائمّه‌ای که باید را نپذیرفتند خدای متعال امّت را به امّت دیگری تبدیل می‌کند؛ آن امّت را کنار می‌زند. همان آیۀ کریمه «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ»[۳۱] که شبیه به همین است «تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ» که به آنها این حکم را می‌دهیم و این فرمانروایی را می‌دهیم «وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ» که بعد استبدال است.

والسلام

[۱]– سورۀ ناس، آیات ۱و ۲٫

[۲]– سورۀ جمعه، آیه۱٫

[۳]– سورۀ آل عمران، آیه ۲۶٫

[۴]– سورۀ انعام، آیه ۷۳٫

[۵]– سورۀ رعد، آیه ۳۱٫

[۶]– سورۀ کهف، آیه ۲۶٫

[۷]– سورۀ اسراء، آیه ۱۱۱٫

[۸]– سورۀ مائده، آیه ۵۶٫

[۹]– همان، آیات ۵۵ و ۵۶٫

[۱۰]– سورۀ عنکبوت، آیه ۶۱٫

[۱۱]– سورۀ یونس، ‌آیه ۳۱٫

[۱۲]– سورۀ نور، آیه ۴۷٫

[۱۳]– سورۀ آل عمران، آیه ۱۹۳٫

[۱۴]– سورۀ شعراء، آیه ۱۱۰٫

[۱۵]– همان، آیه ۱۰۷٫

[۱۶]– سورۀ شعراء، آیه ۱۱۰٫

[۱۷]– سورۀ ق، آیه ۴۵٫

[۱۸]– سورۀ یونس، ‌آیه ۹۹٫

[۱۹]– سورۀ آل عمران، آیه ۳۲٫

[۲۰]– سورۀ نساء، آیه ۴۲٫

[۲۱]– سورۀ آل عمران، آیه ۸۶٫

[۲۲]– همان، آیه ۳۲٫

[۲۳]– همان، آیه ۶۳٫

[۲۴] سورۀ محمّد، آیه ۲۱٫

[۲۵]– همان، آیه ۲۲٫

[۲۶]– سورۀ بقره، آیه ۲۰۵٫

[۲۷]– سورۀ توبه، آیه ۷۴٫

[۲۸]– سورۀ بقره، آیه ۱۳۷٫

[۲۹]– سورۀ نساء، آیه ۱۱۵٫

[۳۰]– سورۀ محمّد، آیه ۳۸٫

[۳۱]– سورۀ آل عمران، آیه ۲۶٫

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.