×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۱۸ آذر - ۱۳۹۸  
true
true
درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام؛ جلسه سی ام  ۹۳/۱۰/۸

درس خارج فقه نظام سیاسی اسلام؛ جلسه سی ام ۹۳/۱۰/۸

بحث ما در نکات دلالتی مجموعۀ آیات ماقبل از آیه ۳۳ سورۀ محمّد(ص) . گفتیم بحث را از آیه ۲۰ شروع می‌کنیم. فرض شد که در آیه ۲۰ امر به قتال آمده است، لزوم جنگ با دشمنان خدای متعال آمده است و در خصوص مورد دستور جنگ که طاعت رسول مورد تأکید قرار گرفته است که می‌فرماید: «فَإِذا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ ذُكِرَ فيهَا الْقِتالُ رَأَيْتَ الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ نَظَرَ الْمَغْشِيِّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلى‏ لَهُمْ * طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ»[۱] بعد می‌فرماید: «فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ» وقتی دستور قطعی صادر شد اگر اینها اطاعت می‌کردند و با صداقت رفتار می‌کردند، یعنی آنچه را که به زبان می‌گویند در عمل هم به همان عمل می‌کردند. در زبان می‌گویند: «أطَعنَا الرَّسُول» اگر در عمل هم طاعت رسول می‌کردند و صدق الله می‌بودند، همان «مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ»[۲] با آن عهدی که با خدا بستند «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذي واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا»[۳] میثاق اطاعت از رسول، اگر به آن میثاق صادقانه عمل می‌کردند و در عمل تصدیق آنچه با زبان می‌گفتند را نشان می‌دادند «لَكانَ خَيْراً لَهُمْ»[۴] بعد می‌فرماید: «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ» معنی آن این است که اگر این تولّی صورت بگیرد، این نتایج بر او بار می‌شود. این هشدار است و لذا با لفظ«فَهَلْ عَسَيْتُمْ» آمده است. یعنی نکند چنین شود، نکند اگر به رسول خدا پشت بکنید و پیمان اطاعت را نقض بکنید، به این نتایج گرفتار بشوید.

اوّلین نتایج «أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ» که گفتیم افساد فی الارض را هم خود قرآن کریم تعریف کرده است. در جایی دیگر در سورۀ بقره که فرمود: «وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ»[۵] البتّه خود افساد فی الارض به معنی اخلال در نظم روی زمین است، این افساد است و این اخلال به نظم منجر به حرث النّسل می‌شود. این اوّلین نتیجه‌ای است که قرآن کریم می‌فرماید بر این تولّی، بر این پشت کردن بار می‌شود. گفتیم در همین سورۀ بقره و جاهای دیگر هم به این نتیجه اشاره شده است «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى‏ ما في‏ قَلْبِهِ * وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ‏ِ» بعضی‌ها اینطور هستند با زبان که صحبت می‌کنند خیلی زیبا صحبت می‌کنند، حتّی تظاهر به زهد می‌کنند، تظاهر به اعراض از دنیا می‌کنند، در حالی که «هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ» بدترین دشمنان همین‌ها هستند. «وَ إِذا تَوَلَّى سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فيها» وقتی به امر رسول و به طاعت رسول و پیمانی که با رسول بستند پشت می‌کنند، سعی در فساد فی الارض می‌کنند. نتیجۀ تولّی، نتیجۀ اعراض از اطاعت رسول همه جا همین است. «سَعى‏ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ» در آیۀ مورد بحث ما، در سورۀ محمّد(ص) هم اشاره‌ای به همین نتیجۀ مترتّب بر تولّی بر اطاعت شده است. «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ»[۶] این نتیجۀ اوّل.

نتیجۀ دومی که در اینجا اشاره شده است که این نتیجه بار می‌شود، این نتایج وخیم و این نتایج ویران‌گر بر این تولّی مترتّب می‌شود، بر این پشت کردن به اطاعت رسول بار می‌شود. نتیجۀ دوم چیست؟ «وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ» تقطیع ارحام می‌کنید. با صیغۀ باب تفعیل هم به کار رفته است که نشان‌دهندۀ این است که یعنی «کلّ رحمٍ یقطع» هر رحمی قطع می‌شود، همۀ رحم‌ها. «وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ» تقطیع یعنی کثرت قطع و شدّت آن، هر دو را می‌رساند. خوب این رحم در اینجا چیست که اینجا این تقطیع ارحام مترتّب بر نقض عهد با رسول یا اعراض از اطاعت رسول بیان شده است که بر اعراض از این اطاعت، بر اعراض از این خضوع برای رسول و فرمانبری از او این بار می‌شود، تقطیع ارحام. به این مسئلۀ تقطیع ارحام در چند جای قرآن کریم اشاره شده است و اشاره شده است که این نتیجۀ مترتّب بر همین نقض عهد با رسول و نقض عهد با خدا است. به عنوان نمونه مثلاً در سورۀ بقره آمده است که می‌فرماید: «الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ»[۷] باز هم این دو مطلب در اینجا تکرار شده است، هر دو نتیجه. هم افساد فی الارض، هم «يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ» باز هم این دو نتیجه بر چه چیزی بار می‌شود؟ «الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ» گفتیم این عهد الله کدام عهد است؟ عهدی است که در سورۀ مائده، آیه ۷ به آن اشاره شده است. «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذي واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» یعنی به قدری روشن هم است که احتیاج به تفصیل و تأویل و تحقیقات دقیق ندارد، خیلی روشن است. عهد این است. میثاق، میثاق اطاعت با رسول است که همان میثاق ولایت است.

ببینید ما این را عرض کردیم باز هم تأکید می‌کنیم، شما هم می‌توانید مطلب را پیگیری بکنید که گفتیم حاکم از سوی خدا روی زمین یکی بیش نیست و آن رسول خدا است. او حاکم علی الاطلاق است، او فرمانروای علی الاطلاق است، مابقی همه جانشینان رسول هستند. لذا حکومت آنها عین حکومت رسول است. این یک مفهوم مهمّی است که این نکته در فهم بسیاری از آیات اثر دارد. یعنی وقتی آیه می‌فرماید: «فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً»[۸] که می‌فرماید شرط ایمان «لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى» ایمان نمی‌آورند «حَتَّى يُحَكِّمُوكَ» گفتیم این تحکیم است، تحکیم هم در امور جزئیّه است، نه در کلیّات. یعنی رجوع به روایات رسول کافی نیست. رجوع به تعالیم کلّی رسول حلّ مشکل قضایی نمی‌کند، فصل بین متخاصمین نمی‌کند. آنچه فصل بین متخاصمین می‌کند چیست؟ حکم در امر جزئی است. این فصل بین متخاصمین است و الّا رجوع به روایت… الآن ما و اهل سنّت، مجتهدین فیما بینهم اختلاف دارند همه به قرآن و سنّت رجوع می‌کنند امّا این قرآن و سنّتی که آنها به آن رجوع می‌کنند، فصل نزاع نمی‌کند. چه کسی فصل نزاع می‌کند؟ فصل نزاع را آن حاکم موجود قائم بالامر می‌کند. او که این نشان‌دهندۀ این است که باید در هر زمانی از سوی رسول اکرم یک جانشین حاضر بالفعل حتّی معنای این آن است که در زمان غیبت هم باید یک کسی باز هم از سوی معصوم باشد که ما در بحث‌های ولایت فقیه به همین هم باز استناد کردیم. «لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ» شرط ایمان این است که در منازعات خود به تو رجوع بکنند، برای حلّ خصومت، برای فصل خصومت. همۀ فقها می‌گویند که فرق قضا و افتاء چیست؟ افتاء چیست؟ اصدار حکم عام است امّا قضا چیست؟ قضا اصدار حکم در قضیۀ جزئیه است، نه حکم در قضیۀ کلّی. مجتهد در قضیۀ کلّیه اصدار حکم می‌کند امّا قاضی در قضیۀ جزئیه اصدار حکم می‌کند. یعنی ما در هر زمانی باید کسی را داشته باشیم که رجوع به او، رجوع الی الرّسول است تا عمل به این آیه ممکن باشد و الّا معنای آن این است که ایمان اصلاً ممکن نیست. بعد از رسول خدا دیگر ممکن نیست کسی مؤمن باشد. چون آیه می‌فرماید شرط ایمان رجوع به رسول در فصل قضیۀ جزئیه است، رسولی هم که نیست فصل بکند، پس بنابراین ایمان اصلاً ممکن نیست. آیه بسیار هم با تأکید این را بیان می‌کند. «فَلا وَ رَبِّكَ» به خدای تو قسم، به پروردگار تو قسم «لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا».

پس حکومت، حکومت الرّسول است تا روز قیامت. تا روز قیامت حاکم چه کسی است؟ رسول الله است. امامان چه کاره هستند؟ خلفاء الرّسول هستند، یعنی منصوبین از سوی رسول. اگر خود رسول زنده بود، می‌خواست در یمن حکومت بکند چه می‌کرد؟ حاکم نصب می‌کرد. در موارد بعد مکانی. در موارد بعد زمانی هم به همین شیوه حکومت می‌کند. چطور فاصلۀ مکانی را در مسئلۀ حکومت برمی‌دارند؟ با نصب جانشین و به همین صورت هم فاصلۀ زمانی برداشته می‌شود، آن هم با نصب جانشین. حکومت آنها هم حکومت خود رسول الله(ص) می‌شود. لذا این همه تأکید در آیات بر اطیعوا الرّسول است چون این اطیعوا الرّسول مخصوص به زمان رسول نیست. این اطیعوا الرّسول تا روز قیامت است و این عهد میثاق که فرمود: «وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ميثاقَهُ الَّذي واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا»[۹] این اطعنا الرّسول که مخصوص به زمان رسول نیست. لذا آن آیه در اواخر سورۀ احزاب در مورد جهنّمی‌ها می‌فرماید که جهنّمی‌ها چه می‌گویند: «يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ»[۱۰] همۀ اینها که به جهنّم می‌روند می‌گویند ای کاش رسول را اطاعت می‌کردیم نه تنها جهنّمی‌های عهد رسول، جهنّمی‌های تا روز قیامت همین مشکل را دارند. «رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبيلاً».

خوب این «وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ»[۱۱] گفتیم در جاهای مختلف به آن اشاره شده است. در سورۀ رعد هم همین‌طور، در سورۀ رعد هم آمده است که می‌فرماید: «أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى‏»[۱۲] این «كَمَنْ هُوَ أَعْمى» در قرآن کریم کسی که از رسول و از امام اطاعت نمی‌کند اصم و اعمی شمرده می‌شود. باز هم این بحث تفسیری است منتها من این را خدمت دوستان عرض می‌کنم که دوستان دنبال بکنند. اصلاً اصطلاح قرآن است. صمّ و اعمای قرآنی می‌فرماید: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَأُولئِكَ يَقْرَؤُنَ كِتابَهُمْ وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً * وَ مَنْ كانَ في‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى»[۱۳] فرق آن با آیۀ قبل که «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ فَمَنْ» یعنی اگر امام اعمی بود، اگر امام اصم بود، مأموم عمی و صمّ می‌گیرد. هم کر می‌شود و هم کور. «وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ * قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَني‏ أَعْمى‏ وَ قَدْ كُنْتُ بَصيراً * قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسيتَها»[۱۴] این عمی عمای از رسول است، از اطاعة الرّسول است و قرائن بسیار زیاد قرآنی که حالا بحث ما در این حوزه نیست ولی اشاره کردیم که هم عمی، هم صمّ. این عمی و صمّ در مقابل چیست؟ در مقابل آن «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» است. آن‌هایی که گفتند «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» و به این سمع و طاعت عمل کردند، اینها هم شنوا هستند، هم بینا هستند. «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ * وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ قالُوا سَمِعْنا وَ هُمْ لا يَسْمَعُونَ‏ * إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ‏»[۱۵] اینجا اشاره به آن صمی است، آن کری است که این کری در نتیجۀ این است که می‌گویند شنیدیم ولی عملاً نمی‌شنود. این کری ایجاد می‌کند. آن‌هایی که به این میثاق «سَمِعْنا وَ أَطَعْنا» عمل نکردند و پشت پا زدند دچار این مشکل کری و مشکل کوری می‌شوند و واقعاً این مشکل مشکل است. این کری و کوری یک کری و کوری حقیقی است، این مجاز نیست. کری و کوری حقیقی است. یعنی واقعاً روح آدمی دچار حالتی می‌شود که دیگر آیات الهی را نمی‌شنود. دچار حالتی می‌شود که دیگر آیات الهی را نمی‌بیند. هرچه این آیه روشن و بیّن باشد نمی‌فهمد. «سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً وَ إِنْ يَرَوْا سَبيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبيلاً»[۱۶] گاهی انسان همین کسانی که با انقلاب مقابله می‌کنند را ببینند. بعضی از اینها هم گاهی اوقات با انقلاب بودند، اینها منحرف می‌شوند واقعاً مثل این است که همه چیز خود را از دست می‌دهند. حالا شما با انقلاب مقابله می‌کنید، با رهبری مشکل دارید، چرا اینطور به دامن اسرائیل می‌افتید؟ چرا اینطور به دامن آمریکایی‌ها می‌افتید؟ چرا بیّنات را منکر می‌شوید؟ دقیقاً همین است من این را به شما بگویم تجربۀ من این را نشان داده است، آن‌هایی که با انقلاب مقابله کردند، آخر کار آنها به انکار کلّ دین و خدا و پیغمبر رسید. آخر کار آنها به اینجا رسید. «ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ أَساؤُا السُّواى‏ أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ وَ كانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ‏»[۱۷]

خوب تقطیع ارحام که گفتیم هم در سورۀ بقره، هم در سورۀ رعد اشاره شده است. «أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى‏ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ‏ * الَّذينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْميثاقَ‏»[۱۸] این طرف کسانی که اولی الاباب هستند و مؤمن هستند و در مقابل اینها همان منافقان هستند که «وَ الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ»[۱۹] از آنجا هم قطع «ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ» آمده است و هم افساد فی الارض. اینها از هم جدا نمی‌شوند. خوب حرف ما این است که این قطع «ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ» که آنجا تکرار شده است در چند آیۀ کریمه و اینجا با این تأکید آمده است که «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُم‏»[۲۰] این «تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُم» همان «وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ» است این رحم چه رحمی است؟ این رحم رحم ولایی است. یعنی شامل رحم ولایی می‌شود و ابرز مصادیق آن رحم ولایی است. نمی‌خواهیم بگوییم که شامل رحم نسبی نمی‌شود. شامل رحم نسبی هم می‌شود، منتها این تقطیع رحم نسبی نتیجۀ تقطیع رحم ولایی است، فرع آن است. قطع قطع رحم ولاء است. رحم ولاء در قرآن کریم، در روایات ما بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. «رَحِمُ الوِلَاء» این رحم ولاء چیست، رحم ولایت چیست؟ در قرآن کریم، در روایات اشاره به یک بنوّت و ابویّتی در نظام اجتماعی تولید شدۀ رسول الله(ص) شده است. هم یک ابوّت و بنوّتی وجود دارد و فرع این ابوّت و بنوّت چیست؟ اخوّت است. اوّلاً در روایات داریم، حتّی در آیۀ کریمۀ «وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ»[۲۱] داریم در تفسیر آن از رسول اکرم «وَ هُوَ أَبٌ لَهُمْ»[۲۲] رسول اکرم برای مؤمنین اب است یا حالا در روایت زیاد داریم از جمله از این روایت که حالا روایت را می‌خوانیم، روایت معتبره‌ای است. امام کاظم (ع)  بنابر این روایت در خطاب به علیّ بن حسن بن فضّال می‌فرماید: «أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَبٌ لِجَمِيعِ أُمَّتِهِ وَ عَلِيٌّ بِمَنْزِلَتِهِ فِيهِمْ قُلْتُ بَلَى»[۲۳] این روایت را مرحوم صدوق در علل الشرّایع نقل می‌کند. این مسئلۀ ابوّت رسول، ابوّت امام. رسول هم که أب است به لحاظ ما هو امامٌ. این ابوّت امامت. نتیجۀ ابوّت امام لجیمع امّه چه می‌شود؟ «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ».[۲۴] یا در روایت از امام صادق داریم «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ بَنُو أَبٍ وَ أُمٍّ»[۲۵] اصلاً پدر و مادر آنها یکی است، یک چنین برادری است که ما این را گفته‌ایم رسول الله مولّد یک روح است، یک روح ایمانی. کدام روح؟ روح ایمانی وجود دارد. این روح واقعیت دارد، مجاز نیست، خیال نیست. «لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ في‏ قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ»[۲۶] یک روحی است، خدای متعال در اهل ایمان به وجود می‌آورد. این روح کدام روح است؟ روحی است که «یُولِدُهُ رَسُول الله» یعنی روحی است که خدا در رسول اکرم ایجاد کرد. «ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً»[۲۷] قبل از آن دارد که ما روح را بر تو انزال کردیم. این روحی که بر رسول اکرم نازل شد. «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ»[۲۸] این روح بر رسول اکرم نازل شده است، این روح را رسول اکرم در ارواح مؤمنین به وسیلۀ اطاعت آنها تولید می‌کند و اب برای هر مؤمنی می‌شود که دارای این روح است. هر مؤمنی هم به این دلیل اخ مؤمن دیگر می‌شود. این اخوّت اخوّت حقیقی است، آثار حقیقی طبیعی فیزیکی دارد نه تنها آثار معنوی، اصلاً آثار فیزیکی دارد. حالا جای بحث آن اینجا نیست. به طوری که وقتی یک مؤمنی به رنج می‌افتد، یک مؤمن دیگر بفهمد او هم واقعاً دچار این احساس رنج می‌شود. اینکه رسول اکرم فرمود: «إنَّمَا المُؤمِنونَ بِمَنزِلَة الجَسد الوَاحد، إذا اشتَكى مِنهُ عُضو تَداعى سَائِرُ الجَسد بِالحُمَّى وَ السَّهَرَ.»[۲۹] این اشاره به یک حقیقت است، اشاره به یک احساس حقیقت است. این همان چیزی است که از آن به رحم ایمانی یا رحم ولایی تعبیر می‌کنیم که این رحم دو رابطه است؛ یکی رابطۀ طولی است که رابطۀ بین ابوّت امام و بین امّت است. یکی رابطۀ عرضی است که بین کلّ مؤمن و مؤمنۀ دیگری است که این رابطه، رابطۀ اخوّتی است. این رحم ولایی می‌شود. «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُم‏ْ»[۳۰] این رحم است که در نتیجۀ این تولّی تقطیع می‌شود که به اطاعت رسول پشت بکنید و فرمانروایی رسول و حکومت رسول را بر هم بزنید و بشکنید و اعراض بکنید نتیجۀ آن چه می‌شود؟ هم افساد فی الارض، به هم ریختن نظام و هلاک حرث نسل از یک سو، هم تقطیع ارحام. وقتی ارحام حاصل می‌شود دیگر آن رابطۀ ایمانی چه می‌شود؟ قطع می‌شود. «وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُم» وقتی رابطۀ ایمانی قطع شد، آن وقت قطاع بین مؤمن و مؤمن دیگر لا… واقعاً انسان با این تأکیدات رسول اکرم احساس حزن می‌کند. در روایت رسول خدا می‌فرماید: «لَا أُلْفِيَنَّكُمْ بَعْدِي‏ یُکَفِّرُ بَعضُکُم بَعضا وَ یَضرِبُ بَعضُکُم رَقَابِ بَعض» این را بخاری نقل می‌کند، مسلم هم نظیر همین را نقل می‌کند. نبینم شما را که بعد از من همدیگر را تفکیر بکنید و همدیگر را بکشید. «تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُم» همین است. تقطیع ارحام آن چیزی که امروز ما در خیلی از نقاط جهان اسلام می‌بینیم. این مصداق همین آیه است که فرمود: «فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُم» ادامۀ بحث را إن‌شاءالله فردا دنبال می‌کنیم.

والسلام

[۱]– سورۀ محمّد، آیات ۲۰ و ۲۱٫

[۲]– سورۀ احزاب، آیه ۲۳٫

[۳]– سورۀ مائده، آیه ۷٫

[۴]– سورۀ محمّد، آیه ۲۱٫

[۵]– سورۀ بقره، آیه ۲۰۵٫

[۶]– سورۀ محمّد، آیه ۲۲٫

[۷]– سورۀ بقره، آیه ۲۷٫

[۸]– سورۀ نساء، آیه ۶۵٫

[۹]– سورۀ مائده، آیه ۷٫

[۱۰]– سورۀ احزاب، آیه ۶۶٫

[۱۱]– سورۀ محمّد، آیه ۲۲٫

[۱۲]– سورۀ رعد، آیه ۱۹٫

[۱۳]– سورۀ اسرا، آیه ۷۱٫

[۱۴]– سورۀ طه، آیات ۱۲۴ تا ۱۲۶٫

[۱۵]– سورۀ انفال، آیات ۲۰ تا ۲۲٫

[۱۶]– سورۀ اعراف، آیه ۱۴۶٫

[۱۷]– سورۀ روم، آیه ۱۰٫

[۱۸]– سورۀ رعد، آیات ۱۹ تا ۲۰٫

[۱۹]– همان، آیه ۲۵٫

[۲۰]– سورۀ محمّد، آیه ۲۲٫

[۲۱]– سورۀ احزاب، آیه ۶٫

[۲۲]– تفسير القمي، ج ‏۱، ص ۲۷۸٫

[۲۳]– علل الشّرائع، ج ‏۱، ص ۱۲۷٫

[۲۴]– سورۀ حجرات، آیه ۱۰٫

[۲۵]– الكافي، ج ‏۲، ص ۱۶۵٫

[۲۶]– سورۀ مجادله، آیه ۲۲٫

[۲۷]– سورۀ شوری، آیه ۵۲٫

[۲۸]– سورۀ قدر، آیه ۴٫

[۲۹]– التبيان في تفسير القرآن، ج ‏۱، ص ۳۳۲٫

[۳۰]– سورۀ محمّد، آیه ۲۲٫

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false
Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.